تبليغاتX
Air
 

 

«مرا می بوسی، که بروی

خداحافظی می کنی، که تکان نخورم

روی موهای من دراز می کشی

و در رازآمیزیِ موهایم

به راه می افتی

و ناپدید می شوی.

تازه «می خواهیم ببوسم» هایم در بدرقه پدیدار شده بود

که رفته بودی..

ولی سوال من

از تو نپرسید: کجا می روی؟

صبح که شد

موهایم را که شانه کردم

از دانه های شانه لیز می خوری

توی دامن من، مثل برق.

دراز می کشم با خیال راحت

و به شب های بعد فکر می کنم

که دیگر کجای من می روی؟»

 

مریم مسیح